زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر امام علیهالسلام در شام
شاعر : داریوش جعفری
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
قالب شعر : غزل
سخـت بود هـمـسفـر نیزۀ اعـدا شدنم سختتـر بهر سفـر بیتو مهـیّـا شدنم
وسط هـلهـلهها خـنده به حـالم کـردند خنده بر گریه و همصحبت سرها شدنم
ای سر نیزهنشین حال مرا میبـینی؟ شده اعجاز، از این خاک ستم پا شدنم
کاش بودی که ببینی چقَدَر مردم شام خنده کـردنـد به برخـاسـتن و تا شدنم
هر چه دیدم بفدای سرت اما، تو بگو چه کـنم با غـم انگـشـت نمـاهـا شدنم
سِتر نامـوس نـبی بودم و دیـدنـد همه با حـرامی وسـط بـزم خـطـاهـا شدنم
اینهمه درد به جان من اگر سخت گذشت سخـتتـر بود فـراق تو و تـنهـا شدنم
به خـداوند قـسم با همه سخـتی و بلا مفتخـر بر توأم و دخـتر زهـرا شدنم
|